چشم تا باز کنم فرصت دیدار گذشت همه طول سفر یک چمدان بستن بود. …. و تنها چیزی که از خدا بهم رسید، نم ساحل و چند قطره آبی بود که هر بار با هر موج روی تنم می ریخت….

گر ز دریا قطره ای هم کم شود مرغ طوفان سینه ام پر غم شود …

 

 

 

 

 

 

           بازم مثل همیشه نظر یادت نره

                              هر کی نظر نده اینجوری میشه




تاريخ : پنج‌شنبه 30 شهریور 1391 | 14:55 | نویسنده : baharz | ارسال نظر(0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید