باران نور

برخیز! بیدار شو! گوش کن!

صدای بال فرشتگان را می شنوی؟ 


نگاه کن! باران نور را می بینی؟

عطر حضور را احساس می کنی؟


بزخیر و برسجاده دعا بگشا

دلت را به او بسپار و وجودت را غرق تمنا کن!


امشب آسمان به زمین نزدیک می شود

و کریمانه، دل های کویری را ستاره باران می کند.


امشب، شب قدر است؛ شبی که برتر از هزار ماه است،

شبی که برتر از تمام عمر توست، شب تولدی دوباره،

شبی که درهای آسمان باز می شود.

شب قدر است.قدرش را بدان؛ شاید فردایی نباشد.


پرواز را به خاطر بسپار. دستانت را به فرشتگان بسپار!

سلام بر لیله مبارکه قدر! سلام! سلامی تا صبح.

 



تاريخ : دوشنبه 07 مرداد 1392 | 17:37 | نویسنده : baharz | ارسال نظر(0)

 

هدیه میكنن ابرای بهار
در گوهر آسمونی رو

از تو باغچه ها میخونن گلا
باز ترانه مهربونی رو

از كوچه میاد باز صدای پاش
میزنه به شیشه با قطره هاش

میپچه صداش توی هر خونه
باز بارونه

بارونه بارونه
بارونه بارونه

ابرا پاك میكنن از غبار غم
بوی تازگی میده سبزه زار

دونه های شبنم تو برگ هر
شاخه گلی مونده یادگار


بیا تا بارون باشیم
تا كه از غبار غم پاك كنیم دلهارو
تا كه از عاطفه سیر آب كنیم گلهارو

تا مثل رنگین كمونا موقع رفتن بارون
توی آسمون دلها بمونن خاطره هامون

بیا تا بارون باشیم بیا تا بارون باشیم

 



تاريخ : جمعه 04 مرداد 1392 | 16:18 | نویسنده : baharz | ارسال نظر(0)

 



تاريخ : جمعه 04 مرداد 1392 | 16:12 | نویسنده : baharz | ارسال نظر(0)

 

 

خدایا… میخواهم اعتراف کنم
دیگرنمیتوانم ، خسته ام
من امانت 
دارخوبی نیستم
“مراازمن بگیر”
مال 
خودت
من نمیتوانم نگهش دارم….



تاريخ : جمعه 04 مرداد 1392 | 16:01 | نویسنده : baharz | ارسال نظر(0)

 



تاريخ : چهارشنبه 02 مرداد 1392 | 15:27 | نویسنده : baharz | ارسال نظر(2)

 اخلاقم گنده؟به خودم مربوطه!

 

 

 

غرورماز حد گذشته ؟به خودم مربوطه!

 

 

 

تمام زندگیم خودخواهانست؟زندگیه خودمه!

 

 

 

از خیلیا متنفر شدم؟به خودم مربوطه!!! 

 

 

 

دوسدارم تنهاباشم؟حس خودمه! 

 

 

 

از روابط فامیلیه الکی خوشم نمیاد؟

 

 

 

سلیقه ی خودمه!

 

 

 

با یه تلنگرو حرف کوچیک به هق هق میافتم؟؟؟؟

 

 

 

دردخودمه!

 

 

 

خیلیارو فراموش کردم؟ 

 

 

 

حافظه ی خودمه!

 

 

 

چرا دلم دیگه هیچی نمیخواد؟؟

 

 

 

دل خودمه!اینجوری راحته! 

 

 

 

اصلا دلم میخواد اینجوری باشم

!!!!

 

 

 

مجبور به تحمل من نیستید 

 

 

 

راحتم بذارید...زندگیهخودمه...



تاريخ : چهارشنبه 02 مرداد 1392 | 15:17 | نویسنده : baharz | ارسال نظر(1)

 دلم می خواهد بخوابم…..

مثل ماهی تنگ که چند روزیست روی آب خوابیده است…

 



تاريخ : سه‌شنبه 01 مرداد 1392 | 14:16 | نویسنده : baharz | ارسال نظر(2)

 

 

 

پچ ِ پچ ِ باران را می شنوی؟

عاشقانه هایش را برای تو فرستاده ست!

گاه در کوچه می رقصد و پای کوبی می کند!

گاه شیشه ی ِ پنجره ی ِ اتاقت را می نوازد…

و برای قدم زدن، می خواندت

برخیز و خویش را از غمی که تا مرگ ِ احساس می بردت، رها ساز

خیس شو در بارانی که روحت را طراوات می دهد

باران، همه بهانه است

موهبتی ست از سوی ِ خدا

گاه، خدا نیز بهانه می کند

و  مست می شود

برای بارش ِبوسه هایش

و تا آغوش بکشد تو را

از همه ی ِ آن لرزه گناهانی که سبب ِ اندوهت می شوند

آری، سروده ام را بگذار به حساب ِ تب و هذیان

اما باور دار که

آغوش ِ او بسیار بزرگ است ...

 

 



تاريخ : سه‌شنبه 01 مرداد 1392 | 13:58 | نویسنده : baharz | ارسال نظر(1)

 

 

 

دلم چتری می خواهد پـُــر از باران

افکارم  را  زمان چه سخت و سرد تنید بر باورهایم

خدایا فقط یک تکه از مخمل ابرهایت را برای یک لحظه جاودانه بودن میخواهم ... !

 



تاريخ : سه‌شنبه 25 تیر 1392 | 16:25 | نویسنده : baharz | ارسال نظر(0)

 

 

 

دلم قدم زدن میخواهد . . .

در یک وجبی پیاده رو . . .

یک قدم تا آسمان . . .

پرواز با بوی یاس ها . . .

خیس و نمناک شدن با باران . . .

دلم کمــی آرامــش میخـــواهد! 

 



تاريخ : سه‌شنبه 25 تیر 1392 | 16:07 | نویسنده : baharz | ارسال نظر(1)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید