تاريخ : یکشنبه 03 اردیبهشت 1391 | 16:48 | نویسنده : baharz | ارسال نظر(0)
گفتم غم تو دارم گفتا چشت در آید
گفتم که ماه من شو گفتا دلم نخواهد
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح در آمد
گفتا هوای گرمیست ؟ اه اه عرق در آمد
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد
گفتا برو به سویی تا گل نی در آید
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد
گفتا که ای وای دیر شد داد مامان در آمد
تاريخ : پنجشنبه 31 فروردین 1391 | 20:37 | نویسنده : baharz | ارسال نظر(1)
خدایا !
حواست هست!صدای هق هق گریه هایم از گلویی می آید
که تو از رگش به من نزدیک تری!!!
تاريخ : پنجشنبه 31 فروردین 1391 | 20:22 | نویسنده : baharz | ارسال نظر(0)
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
از لعل تو گر یایم انگشتری ز نهار صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد
هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند در دایره ی قسمت اوضاع چنین باشد
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود کان شاهد بازاری وین پرده نشین باشد
آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر کاین سابقه ی پیشین تا روز پسین باشد
حافظ
تاريخ : سهشنبه 29 فروردین 1391 | 21:51 | نویسنده : baharz | ارسال نظر(1)
به سراغ من اگر می آیید
پشت هیچستانم.
پشت هیچستان جایی است.
پشت هیچستان رگ های هوا.پرقاصد هایی است.
که خبر می آرند.ازگل واشده ی دور ترین بوته ی خاک.
روی شن ها هم.نقش سم اسبان سواران ظریفی ست که صبح
به سر تپه ی معراج شقایق رفتند.
پشت هیچستان.چتر خواهش باز است:
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود
زنگ باران به صد ا می آید.
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی.سایه ی نارونی تا ابدیت جاری است.
به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید.مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من.
سهراب سپهری
تاريخ : سهشنبه 29 فروردین 1391 | 21:43 | نویسنده : baharz | ارسال نظر(0)

به خودم می گفتم:
باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم ونخندم اصلا
شعر از فریدون مشیری:
بوی باران بوی سبزه بوی خاک

شاخه های شسته باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
تاريخ : پنجشنبه 17 فروردین 1391 | 17:28 | نویسنده : baharz | ارسال نظر(0)
آیا داشتن دوست برای شما مهمه برای همه مهمه باید مهم باشه به نظر من اگر دوست نباشد تنهاییم
اگر دوست نباشد ...
فکر کنیم واقعا اگر دوست نداشته باشیم چی می شد ؟
!!!!!!!!!!!
تاريخ : پنجشنبه 17 فروردین 1391 | 16:50 | نویسنده : baharz | ارسال نظر(0)
تاريخ : پنجشنبه 17 فروردین 1391 | 11:51 | نویسنده : baharz | ارسال نظر(1)











ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید