
باران می بارید...
كودك نگاهی به سوراخ چكمه اش انداخت!
لبخندی زد
سرش را رو به آسمان كرد وگفت: " خدایا گریه نكن "
" امشب می دوزمش...!"
تاريخ : یکشنبه 24 خرداد 1394 | 23:52 | نویسنده : baharz | ارسال نظر(5)

باران می بارید...
كودك نگاهی به سوراخ چكمه اش انداخت!
لبخندی زد
سرش را رو به آسمان كرد وگفت: " خدایا گریه نكن "
" امشب می دوزمش...!"
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید